تبلیغات
del shekaste - دلنوشته...اشک غم
تاریخ : پنجشنبه 25 مرداد 1397 | 10:11 ق.ظ | نویسنده : salman

قطره اشکی از دل پر حسرتی بیرون چکید...
هرکسی بر دعویش نامی گزید...
آن یکی گفتش بر اسلوب و فن...
زین طراووش از عروق است و بدن...
چون برآید زاید از جسم و جان...
آنچه مسموم و است و سم در بدن...
در میان شور و غوغای سخن...
آن یکی گفتش بر عرفان و غم...
این ک میبینید سودای غم است...
آتشی پیدا و پنهان در تن است...
تا نسوزد دل زآه سینه سوز...
تو ندانی این چ است آن چ بود!!


  • وکیل
  • ایران رمان
  • کارت شارژ همراه اول