del shekaste
 
نویسندگان
پیوندهای روزانه

 




[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ sama ]

دوش ب هوایت،ره میخانه گرفتم...

یاد ایام وفا،دو سه پیمانه گرفتم...

چون مست شدم،ز باده هجر...

چشمم بگشودمو تورا گرفتم...

زین مستی ناب من شکستم...

صبح آمد و من دوباره غم گرفتم...




[ پنجشنبه 25 مرداد 1397 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ salman ]

قطره اشکی از دل پر حسرتی بیرون چکید...
هرکسی بر دعویش نامی گزید...
آن یکی گفتش بر اسلوب و فن...
زین طراووش از عروق است و بدن...
چون برآید زاید از جسم و جان...
آنچه مسموم و است و سم در بدن...
در میان شور و غوغای سخن...
آن یکی گفتش بر عرفان و غم...
این ک میبینید سودای غم است...
آتشی پیدا و پنهان در تن است...
تا نسوزد دل زآه سینه سوز...
تو ندانی این چ است آن چ بود!!



[ پنجشنبه 25 مرداد 1397 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ salman ]

برایت قصه ای میگویم از نور

زمانی ک دلی تنگ است اینجا

همان دم میسرایم شعرهایی

ک گویم عاشقت هستم هرجا

تو ای عشق ندیده،ای بهترین یار

تورا میجویم از بهر یاری

ک هر سویی بگردم زاین جهان را

ب غیر از تو نیابم مهربانی




[ پنجشنبه 21 تیر 1397 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ salman ]

من در غم تو، تو در هوای دگری!

من در غم تو؛ تو در هوای دگری!

دلتنگِ تو من، تو دلگشایِ دگری!


در مذهب عاشقان روا کی باشد؟

من دست تو بوسم و تو پای دگری!




[ جمعه 8 تیر 1397 ] [ 12:40 ب.ظ ] [ salman ]

بروای ترک که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زانهمه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار

گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست ترا کی دانی

که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در و دیوار به حال دل من زار گریست

هر کجا ناله ناکامی خود سر کردم

درغمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم

اشکریزان هوس دامن مادر کردم

اشک از آویزه گوش تو حکایت می کرد

پنداز این گوش پذیرفتم از آن درکردم

پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی

که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در

دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال

آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم

استاد شهریار




[ سه شنبه 28 فروردین 1397 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ salman ]
♫♫ پدرم پدرم نمیدونی که چقدردوستت دارم
اسم تو با افتخارپیش همه می برم
پدرم پدرم نمی دونی که چقدرتنگ دلم
که یه باردیگه بیایبه من بگی پسرم
پدربرکت خونه پدر مردنمونه
پدریارصمیمی توبیداد زمونه
پسرهرچی داره ز رنج تومی دونه
آغوش پدر لطف پناه بود
دستای پدریه تکیه گاه بود
روزی که پدر بار سفربست
مادرم هنوز چشاش به راه بود
پرسیدی که رفت توآسمونها
تمام دل خوشیم به نور ماه بود
پدر عشق تو زیباست 
مثل داشتن دنیاست
پدر بودن با تو برام مثل رویاست ♫♫



[ شنبه 11 فروردین 1397 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ salman ]



چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ی ز قفس پریده باشد

پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد...

#صادق_سرمد




[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ salman ]
 
در میان خاطرات پرغبار
با دلی آکنده از اندوه و آه
رد پای دوست را دیدم چ سرد!
وح که در این نوبهار 
استخوانم سخت از سرما بسوخت...
آه از آن روزای ناب بی فروغ
آه از آن آتش عشق سینه سوز
آه از آن احساس پاک بی دروغ
آه از آن مهر و وفای بی مثال
آه و صد آه و هزاران آه و آه
من ن بر خودت بلکه بر دنیای او
صد هزاران ظلم کردم با غرور
اینک از این سینه جز و فریاد آه
بر نمی آید صدایی دلنواز
ای خدا،آه ای خدا فریاد رس
اینک او را از که جویم نام و رسم؟



[ پنجشنبه 9 فروردین 1397 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ salman ]

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش

بنماند هیچش الا هوسِ قمار دیگر

مولانا




[ چهارشنبه 8 فروردین 1397 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ salman ]


گرچه عمریست ک سر گرم قمارم...
گرچه میبازمو یک برد ندارم...
این همه باخت تمنای وصال است...
گرچه او نیم نگاهی ب من زار ندارد...



[ پنجشنبه 2 فروردین 1397 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ salman ]

غروب عشق را دیدم ب چشمم
ب چشمی ک فروغش رفته از دست
بدنبال غروب تلخ خورشید
برامد جان من هم از دو چشمم



[ پنجشنبه 2 فروردین 1397 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ salman ]
بهار آمد چه حاصل یارما کو
پیامی نامه ای زان آشنا کو
رفیقان عهدصحبت را شکستن
خدایا آن همه لطف و صفا کو
داد از تنهایی...وای از جدایی



[ جمعه 25 اسفند 1396 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ salman ]

او که آمد من بدون مرز تسلیمش شدم*گوئیا مستم ولی با جان تقدیمش شدم
من ز مینای لبش جامی ندیدم*لاکن اما مثل جام در دستش شدم
او مرا هرگز ب خود در بر ندید*لیک من چو آهوی وحشی در سمتش شدم
حال او در سمت عشاقان مست*باز هم من با همه مستی هوشیارش شدم
اینک او راه دگر در پیش دارد*من خرامان بازهم همراهش شدم
عاقبت او رفت و یاری برگزید*همچنان من با همه بی یاریش،یارش شدم



[ شنبه 30 دی 1396 ] [ 07:26 ق.ظ ] [ salman ]

او مرا در خود بدید و من گریزانم از او
او بدنبال وصالم بود و من  هجران او
او همه تن عشق بر پایم بریخت
من همه جان رنج بر ایثار او




[ یکشنبه 30 مهر 1396 ] [ 07:02 ق.ظ ] [ salman ]

اشعار استاد شهریار,شعر در مورد سیزده بدر

یار و همسر نگرفتــــــم که گـــــــــــرو بود سرم

تــــو شدی مادر و من با همه پیری پســـــــرم

 

تو جگـــــرگوشه هم از شیر بریدی و هنـــــــوز

من بیچـــــــاره همان عاشق خونیــن جگــــرم

 

خون دل می خورم و چشــــــم نظربازم جـــام

جرمم این است که صاحبــــدل و صاحب نظـرم

 

من که با عشق نرانــــــدم به جوانـی هوسی

هوس عشق و جوانـــی ست به پیــرانه سرم

 

پدرت گوهــــــــــر خود تا به زر و سیم فــروخت

پدر عشق بسوزد که درآمد پـــــــدرم

 

عشـــق و آزادگــی و حسن و جوانــی و هنـــر

عجبــا هیچ نیرزیـــــــــــــــد که بی سیم و زرم

 

هنــــــــــــرم کاش گره بند زر و سیمـــــــم بود

که ببــــــــــــــازار تو کـــــــــاری نگشود از هنرم

 

سیـــــــزده را همه عالم بدر امروز از شهـــر

من خود آن سیزدهـــــــم کز همه عالم بـدرم

 

تا بدیـــــــــوار و درش تازه کنم عهـد قــــــــدیم

گاهـــــــــی از کوچه معشوقه خود می گــذرم

 

تو از آن دگـــــــــــــری، رو که مـــــرا یاد تو بس

خود تو دانـــــــــی که من از کان جهانی دگرم

 

از شکــــــــــــار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیــــــــــرم و جوی شغــــــالان نبود آبخـــورم

 

خون دل مـــــــوج زند در جگــــــرم چون یاقوت

شهــــریــــــارا چکنم لعلــــم و والا گهـــــرم

 




[ دوشنبه 6 شهریور 1396 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ salman ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 17 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

لینک های مفید

دانلود آهنگ جدید

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :