تبلیغات
del shekaste

del shekaste
 
نویسندگان
پیوندهای روزانه

 




[ یکشنبه 20 مرداد 1392 ] [ 03:15 ب.ظ ] [ sama ]

بروای ترک که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود

زانهمه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار

گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست ترا کی دانی

که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در و دیوار به حال دل من زار گریست

هر کجا ناله ناکامی خود سر کردم

درغمت داغ پدر دیدم و چون در یتیم

اشکریزان هوس دامن مادر کردم

اشک از آویزه گوش تو حکایت می کرد

پنداز این گوش پذیرفتم از آن درکردم

پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی

که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در

دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال

آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم

استاد شهریار




[ سه شنبه 28 فروردین 1397 ] [ 12:04 ق.ظ ] [ salman ]
♫♫ پدرم پدرم نمیدونی که چقدردوستت دارم
اسم تو با افتخارپیش همه می برم
پدرم پدرم نمی دونی که چقدرتنگ دلم
که یه باردیگه بیایبه من بگی پسرم
پدربرکت خونه پدر مردنمونه
پدریارصمیمی توبیداد زمونه
پسرهرچی داره ز رنج تومی دونه
آغوش پدر لطف پناه بود
دستای پدریه تکیه گاه بود
روزی که پدر بار سفربست
مادرم هنوز چشاش به راه بود
پرسیدی که رفت توآسمونها
تمام دل خوشیم به نور ماه بود
پدر عشق تو زیباست 
مثل داشتن دنیاست
پدر بودن با تو برام مثل رویاست ♫♫



[ شنبه 11 فروردین 1397 ] [ 11:30 ق.ظ ] [ salman ]



چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد

چه نکوتر آنکه مرغ‍‍ی ز قفس پریده باشد

پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند

چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد...

#صادق_سرمد




[ جمعه 10 فروردین 1397 ] [ 11:40 ق.ظ ] [ salman ]
 
در میان خاطرات پرغبار
با دلی آکنده از اندوه و آه
رد پای دوست را دیدم چ سرد!
وح که در این نوبهار 
استخوانم سخت از سرما بسوخت...
آه از آن روزای ناب بی فروغ
آه از آن آتش عشق سینه سوز
آه از آن احساس پاک بی دروغ
آه از آن مهر و وفای بی مثال
آه و صد آه و هزاران آه و آه
من ن بر خودت بلکه بر دنیای او
صد هزاران ظلم کردم با غرور
اینک از این سینه جز و فریاد آه
بر نمی آید صدایی دلنواز
ای خدا،آه ای خدا فریاد رس
اینک او را از که جویم نام و رسم؟



[ پنجشنبه 9 فروردین 1397 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ salman ]

خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش

بنماند هیچش الا هوسِ قمار دیگر

مولانا




[ چهارشنبه 8 فروردین 1397 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ salman ]


گرچه عمریست ک سر گرم قمارم...
گرچه میبازمو یک برد ندارم...
این همه باخت تمنای وصال است...
گرچه او نیم نگاهی ب من زار ندارد...



[ پنجشنبه 2 فروردین 1397 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ salman ]

غروب عشق را دیدم ب چشمم
ب چشمی ک فروغش رفته از دست
بدنبال غروب تلخ خورشید
برامد جان من هم از دو چشمم



[ پنجشنبه 2 فروردین 1397 ] [ 07:28 ب.ظ ] [ salman ]
بهار آمد چه حاصل یارما کو
پیامی نامه ای زان آشنا کو
رفیقان عهدصحبت را شکستن
خدایا آن همه لطف و صفا کو
داد از تنهایی...وای از جدایی



[ جمعه 25 اسفند 1396 ] [ 09:20 ق.ظ ] [ salman ]

او که آمد من بدون مرز تسلیمش شدم*گوئیا مستم ولی با جان تقدیمش شدم
من ز مینای لبش جامی ندیدم*لاکن اما مثل جام در دستش شدم
او مرا هرگز ب خود در بر ندید*لیک من چو آهوی وحشی در سمتش شدم
حال او در سمت عشاقان مست*باز هم من با همه مستی هوشیارش شدم
اینک او راه دگر در پیش دارد*من خرامان بازهم همراهش شدم
عاقبت او رفت و یاری برگزید*همچنان من با همه بی یاریش،یارش شدم



[ شنبه 30 دی 1396 ] [ 07:26 ق.ظ ] [ salman ]

او مرا در خود بدید و من گریزانم از او
او بدنبال وصالم بود و من  هجران او
او همه تن عشق بر پایم بریخت
من همه جان رنج بر ایثار او




[ یکشنبه 30 مهر 1396 ] [ 07:02 ق.ظ ] [ salman ]

اشعار استاد شهریار,شعر در مورد سیزده بدر

یار و همسر نگرفتــــــم که گـــــــــــرو بود سرم

تــــو شدی مادر و من با همه پیری پســـــــرم

 

تو جگـــــرگوشه هم از شیر بریدی و هنـــــــوز

من بیچـــــــاره همان عاشق خونیــن جگــــرم

 

خون دل می خورم و چشــــــم نظربازم جـــام

جرمم این است که صاحبــــدل و صاحب نظـرم

 

من که با عشق نرانــــــدم به جوانـی هوسی

هوس عشق و جوانـــی ست به پیــرانه سرم

 

پدرت گوهــــــــــر خود تا به زر و سیم فــروخت

پدر عشق بسوزد که درآمد پـــــــدرم

 

عشـــق و آزادگــی و حسن و جوانــی و هنـــر

عجبــا هیچ نیرزیـــــــــــــــد که بی سیم و زرم

 

هنــــــــــــرم کاش گره بند زر و سیمـــــــم بود

که ببــــــــــــــازار تو کـــــــــاری نگشود از هنرم

 

سیـــــــزده را همه عالم بدر امروز از شهـــر

من خود آن سیزدهـــــــم کز همه عالم بـدرم

 

تا بدیـــــــــوار و درش تازه کنم عهـد قــــــــدیم

گاهـــــــــی از کوچه معشوقه خود می گــذرم

 

تو از آن دگـــــــــــــری، رو که مـــــرا یاد تو بس

خود تو دانـــــــــی که من از کان جهانی دگرم

 

از شکــــــــــــار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیــــــــــرم و جوی شغــــــالان نبود آبخـــورم

 

خون دل مـــــــوج زند در جگــــــرم چون یاقوت

شهــــریــــــارا چکنم لعلــــم و والا گهـــــرم

 




[ دوشنبه 6 شهریور 1396 ] [ 12:47 ب.ظ ] [ salman ]


شعر شنیدنی فروغ فرخزاد به نام روی خاک

هرگز آرزو نکرده ام

یک ستاره در سراب آسمان شوم

یا چو روح برگزیدگان

همنشین خامش فرشتگان شوم

هرگز از زمین جدا نبود ه ام

با ستاره آشنا نبوده ام

روی خاک ایستاده ام

با تنم که مثل ساقهء گیاه

باد و آفتاب و آب را

می مکد که زندگی کند

بارور ز میل

بارور ز درد

روی خاک ایستاده ام

تا ستاره ها ستایشم کنند

تا نسیمها نوازشم کنند

از دریچه ام نگاه می کنم

جز طنین یک ترانه نیستم

جاودانه نیستم

جز طنین یک ترانه آرزو نمی کنم

در فغان لذتی که پاکتر

از سکوت سادهء غمیست

آشیانه جستجو نمی کنم

در تنی که شبنمیست

روی زنبق تنم

بر جدار کلبه ام که زندگیست

یادگارها کشیده اند

مردمان رهگذر:

قلب تیرخورده

شمع واژگون

نقطه های ساکت پریده رنگ

بر حروف درهم جنون

هر لبی که بر لبم رسید

یک ستاره نطفه بست

در شبم که می نشست

روی رود یادگارها

پس چرا ستاره آرزو کنم؟

این ترانهء منست

دلپذیر دلنشین

پیش از این نبوده بیش از این




[ جمعه 16 تیر 1396 ] [ 10:12 ق.ظ ] [ salman ]


خاطره یعنی یک سکوت غیر منتظره میان خنده هایی بلند!






[ یکشنبه 23 خرداد 1395 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ salman ]
  آیا می دانستید مغز انسان وجود خداوند را درک می کند؟



ای خدا آه ای خدا ، از توی آسمونا 
گوش بده به درد من ، که میخوام حرف بزنم 
واسه یک روزم شده ، سکوتم رو بشکنم 
ای خدا خودت بگو ، واسه چی ساختی منو؟ 
توی این زندون غم ، چرا انداختی منو؟ 
چرا هر جا که میرم ، در به روم وا نمیشه 
چرا هر جا دلیه ، میشکنه مثل شیشه 
ای خدا حرفی بزن ، اگه گوشت با منه 
این چیه که قلبمو داره آتیش میزنه؟ 
ای خدا آه ای خدا ، از توی آسمونا 
گوش بده به درد من ، که میخوام حرف بزنم 
واسه یک روزم شده ، سکوتم رو بشکنم 
ای خدا خودت بگو ، واسه چی ساختی منو؟ 
توی این زندون غم ، چرا انداختی منو؟



[ یکشنبه 23 خرداد 1395 ] [ 06:01 ب.ظ ] [ salman ]

متن آهنگ دلشوره شاهرخ

♫♫♫

میدونم این روزا دنیا ازم سیره
اما یکی بی من دلشوره میگیره
با هر نگاه من دنیاشو میسازه
هر روز دوریمو میگیره اندازه

اون رد پاهامو نشماره گُم میشه
سردرگمه بی من درگیر تشویشه
میدونه تنها من تعبیر رویاشم
هر کاری رو کرده تا عاشقش باشم
تا عاشقش باشم

♫♫♫

تو درد تنهایی بی وقفه بی تابه
وقتی ازم دوره هرگز نمیخوابه
تلخه وطن بی تو خونه یه زندونه
بی تو نفس سخته مُردن چه آسونه
بی تو پُر از غصه بی تو پُر از دردم
من با تو بد بودم اشتباه کردم
خب اشتباه کردم

♫♫♫

میدونم این روزا دنیا ازم سیره
اما یکی بی من دلشوره میگیره
با هر نگاه من دنیاشو میسازه
هر روز دوریمو میگیره اندازه

اون رد پاهامو نشماره گُم میشه
سردرگمه بی من درگیر تشویشه
میدونه تنها من تعبیر رویاشم
هر کاری رو کرده تا عاشقش باشم
تا عاشقش باشم




[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 11:52 ق.ظ ] [ salman ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 16 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

لینک های مفید

دانلود آهنگ جدید

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :